«مادام وب»، «عشق+جنگ» و «چهار شگفتانگیز: گامهای اول» تنها تعدادی از فیلمهایی هستند که باید این ماه در دیزنیپلاس تماشا کنید.
فهرست مطالب
تنوع فیلم ها:
در بازیای که به عنوان جنگهای استریم شناخته میشود، دیزنی پلاس با قدرت ظاهر شده و کتابخانهای عظیم از فیلمها و برنامههای تلویزیونی را با خود به ارمغان آورده – و دائماً فیلمهای جدیدی به آن اضافه میشود.
آیا همه چیز را در نتفلیکس تماشا کردهاید؟ دیزنی پلاس مجموعهای به ظاهر بیپایان از فیلمهای مارول و همچنین تعداد زیادی از فیلمهای جنگ ستارگان و پیکسار را در اختیار دارد. مشکل این است که آنقدر چیزهای مختلف وجود دارد که نمیدانید از کجا شروع کنید.
ولی مجله اینترنتی دیاتو با کمک چند فیلمباز حرفه ای و منتقدین فیلم اینجاست تا به شما کمک کند. در زیر انتخابهای ما برای بهترین فیلمهای دیزنی پلاس در حال حاضر آمده است به همراه خلاصه فیلم ها
(توجه: اولا این انتخاب مسلما سلیقه ای است، دوما خلاصه داشتان ها طوریست که فیلم اسپویل نشود، سوما انتخاب فیلم ها براساس پارامترهایی مانند فروش گیشه ای، امتیاز کاربران، بررسی منتقدان، جوایز برنده شد ه و … انتخاب شده و از بدترین به بهترین سعی شده لیست شود. شاید نظر شما ما یکی نباشد)
(برای ایدههای بیشتر برای تماشا، در آینده پیشنهادهای ما را برای بهترین فیلمهای نتفلیکس، فیلمهای آمازون پرایم و بهترین نمایشها در اپل تیوی پلاس را بخوانید)
اما انتخابها:
-
مادام وب
خب، قرار نیست اغراق کنیم: تا جایی که به فیلمهای دنیای سینمایی مارول مربوط میشود، مادام وب یکی از بدترینهای این مجموعه است (در حال حاضر امتیاز ۱۸ درصد راتن تومیتوز را دارد). نمیتوان انکار کرد که برخی از تصمیمات خلاقانه گرفته شده بسیار بد بودهاند – آنقدر که حتی داکوتا جانسون، ستاره فیلم، علناً ناامیدی خود را از این پروژه ابراز کرده است. اما این فیلم نکات مثبتی هم دارد: از جمله، جانسون همیشه جذاب در نقش اصلی. (به علاوه سیدنی سوینی، ایزابلا مرسد، سلست اوکانر، طاهر رحیم، مایک اپس، اما رابرتز و آدام اسکات.) در حالی که اجرای آن به هیچ وجه بینقص نیست، اما برداشت تازهای از یک داستان ریشه ابرقهرمانی ارائه میدهد. در این مورد، توانایی تازه کاساندرا وب (جانسون)، امدادگر نیویورکی، برای دیدن آینده – و تغییر آن – به دست آمده است.
-
عشق و جنگ
در زمانی که کسب و کار خبررسانی در حال تغییر است و روزنامهنگاران مورد انتقاد چهرههای سیاسی عالیرتبه قرار میگیرند، لینسی آداریو، عکاس خبری برنده جایزه پولیتزر، گواهی بر اهمیت مطبوعات آزاد است. آداریو بیش از ۲۰ سال است که به سراسر جهان سفر میکند تا واقعیتهای جنگ و بحرانهای بشردوستانه را برای رسانههایی مانند نیویورک تایمز و نشنال جئوگرافیک به تصویر بکشد. این کار دشوار و خطرناکی است (او دو بار ربوده شده است). اما در خانه، آداریو همسر و مادر دو فرزند است که روزانه با فداکاریهایی که برای هماهنگی بین زندگی شخصی و حرفهای لازم است، دست و پنجه نرم میکند. در صنعتی که تحت سلطه مردان است، آداریو نام خود را به ثبت رسانده است – و این مستند نشنال جئوگرافیک نگاهی قدرتمند به چگونگی دستیابی او به این موفقیتها ارائه میدهد.
-
چهار شگفت انگیز: اولین قدم ها
آیا واقعاً بار سوم جذابیت دارد؟ در مورد چهار شگفتانگیز، پاسخ مثبت قاطع است. پس از دو تلاش قبلی و عمدتاً فاجعهبار برای آوردن این چهار ابرقهرمان به پرده بزرگ سینما – اولین بار توسط تیم استوری در سال ۲۰۰۵ و سپس توسط جاش ترانک در سال ۲۰۱۵ – به نظر میرسد مارول فرمولی برای ماندگار کردن به اصطلاح “خانواده اول” خود پیدا کرده است.
این فیلم با فضای دهه ۱۹۶۰ به کمیکهای اصلی وفادار میماند و فضانوردانی چون رید ریچاردز (پدرو پاسکال)، سو استورم (ونسا کربی)، بن گریم (ابون ماس-باخراک) و جانی استورم (جوزف کوئین) را نشان میدهد که پس از قرار گرفتن در معرض اشعه کیهانی که به آنها تواناییهای فوق بشری داده است، با چالشهای تبدیل شدن به سلبریتی و ابرقهرمان روبرو میشوند. درست زمانی که دنیا بالاخره دوباره به حالت عادی برمیگردد و رید و سو برای استقبال از اولین فرزندشان آماده میشوند، موجسوار نقرهای (جولیا گارنر) فرود میآید و اعلام میکند که زمین قرار است نابود شود. این یک فیلم کمیک بوکی معمولی است که هم به دلیل جدید بودن این شخصیتها در دنیای سینمایی مارول و هم به دلیل محبوبیت بازیگرانی که نقش آنها را بازی میکنند، ارتقا یافته است. فیلم دوم در حال توسعه است، اما شاهد حضور این گروه چهار نفره در فیلم انتقامجویان: روز رستاخیز سال آینده نیز خواهیم بود.
-
شروری از این طرف میآید
- وقتی یک کارناوال سیار به شهری کوچک در غرب میانه میآید، دو دوست صمیمی – ویل هالووی (ویدال پترسون) و جیم نایتشید (شان کارسون) – مشکوک میشوند که چیزی درست نیست. آنها خیلی زود متوجه میشوند که رئیس مرموز کارناوال، آقای دارک (جاناتان پرایس)، نقشههای شومی برای مردم شهر دارد و از پدر ویل (جیسون روباردز) کمک میگیرند تا جلوی او را بگیرند. راد بردبری فیلمنامه «چیزی شرور از این راه میآید» را بر اساس رمان خودش در سال ۱۹۶۲ نوشت و این فیلم در آن زمان، تلاشی نادر برای ورود به مضامین تاریک برای دیزنی بود، اما در طول سالها، طرفداران زیادی پیدا کرد. پیدا کردن این فیلم برای دههها فوقالعاده دشوار بوده است، بنابراین ورود آن به دیزنی پلاس باعث خوشحالی طرفداران شده است.
-
رعد و برق
اگرچه این فیلم در گیشه نتوانست به موفقیت چشمگیری در ژانرانتقامجویان دست یابد و بسیاری آن را یک شکست دانستند، اما فروش بلیط همیشه تمام داستان را روایت نمیکند – به خصوص وقتی صحبت از دنیای سینمایی مارول میشود. فلورانس پیو نقش خود را به عنوان یلنا بلووا، یک قاتل آموزشدیده در نقش بیوه سیاه که در یک نقشه خرابکاری توسط مدیر فاسد سیا، والنتینا آلگرا دو فونتین (جولیا لوئیس-دریفوس) گرفتار میشود، تکرار میکند. وقتی یلنا و دیگر قاتلان اجیر شدهاش متوجه میشوند که برای پاکسازی گندکاریهای دو فونتین، فریب خوردهاند و یکدیگر را میکشند، در عوض با کمک باکی بارنز (سباستین استن) و پدر/سرباز یلنا، رد گاردین (دیوید هاربر)، برای انتقام با هم متحد میشوند. در این مرحله، ذکر این نکته که ستاره در عنوان فیلم برای نشان دادن عنوان جایگزین در نظر گرفته شده بود، واقعاً لو دهنده داستان نیست، زیرا این گروه به “انتقامجویان جدید” تغییر نام داده است.
-
ساکرامنتو
در ساکرامنتو، مایکل آنگارانو، نویسنده و کارگردان، نقش ریکی را بازی میکند، یک مرد-کودکِ از نظر احساسی عقبمانده که آمادهی بزرگ شدن نیست، حتی با اینکه اطرافیانش برای پیدا کردن شغل، ازدواج و تشکیل خانواده به آنجا رفتهاند. گلن (مایکل سرا) یکی از آن رفقای قدیمی است که ناخواسته موافقت میکند از لسآنجلس به ساکرامنتو سفری جادهای داشته باشد تا ریکی بتواند خاکستر پدر تازه فوتشدهاش را پخش کند. آنچه در ادامه میآید، مرحلهای از دوستی مردانه است که جایی بین دو مرد متفاوت اتفاق میافتد، و هر دو مرد چه بخواهند چه نخواهند، چیزی در مورد یکدیگر – و خودشان – میآموزند. اگرچه این فیلم هنگام نمایش در جشنواره فیلم ترایبکا مورد توجه منتقدان قرار گرفت، اما متأسفانه در نمایش کوتاه خود در سینماها تا حد زیادی نادیده گرفته شد.
-
آرواره ها در ۵۰ سالگی: واقعیت های داخل داستان
به عنوان «فیلم پرفروش تابستانی» اصلی، شاید تصور شود که داستانهای پشت صحنهی کمی از استیون اسپیلبرگ و همکارانش در مورد ساخت فیلم «آروارهها» وجود دارد که طرفداران هنوز از آنها نشنیدهاند. اما این مستند نشنال جئوگرافیک ثابت میکند که حتی سرسختترین طرفداران این فیلم هم ممکن است هنوز چیزهایی در مورد فیلمی که میلیونها نفر از ساحلنشینان را از آب ترساند، بدانند. به مناسبت پنجاهمین سالگرد ساخت این فیلم، این مستند ۹۰ دقیقهای مصاحبههایی با اسپیلبرگ – و بسیاری از افرادی که در طول این سالها از این فیلم الهام گرفتهاند – ارائه میدهد تا به شما کمک کند آن را از زاویهای کاملاً جدید ببینید.
-
موسیقی از جان ویلیامز
با تمام هیاهوی پیرامون پنجاهمین سالگرد فیلم «آروارهها»، اکنون به نظر میرسد زمان مناسبی برای ابراز قدردانی از آهنگساز جان ویلیامز است – بدون او، آن فیلم کلاسیک استیون اسپیلبرگ (و تقریباً هر فیلم کلاسیک اسپیلبرگ) آن حس و حال سابق را نداشت. ویلیامز، دومین فرد با بیشترین نامزدی در تاریخ اسکار (۵۴ نامزدی او تنها توسط والت دیزنی که ۵۹ نامزدی دریافت کرده، پشت سر گذاشته شده است)، نزدیک به ۷۰ سال است که موسیقی متن فیلمهای به یاد ماندنی میسازد و بیسروصدا به تبدیل فیلمها به سینما کمک کرده است. این مستند بدیع، برخی از نزدیکترین همکاران این مرد ۹۳ ساله، از جمله اسپیلبرگ و جورج لوکاس را گرد هم آورده است – که قسم میخورد «جنگ ستارگان اساساً بدون موسیقی جانی ویلیامز، جنگ ستارگان نبود». این یک ادای احترام تأثیرگذار و شاید مدتها پیش، به یک غول واقعی هالیوود است.
-
مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی
در سال ۲۰۱۸، وقتی «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» (Spider-Man: Into the Spider-Verse) به سینماها آمد، برداشتها از فیلمهای مرد عنکبوتی و فیلمهای انیمیشنی آن را تغییر داد. دیگر پیتر پارکر، کودکی اهل کوئینز که توسط یک عنکبوت رادیواکتیو گزیده میشود، رهبری این فیلم را بر عهده نداشت، بلکه مایلز مورالس، کودکی اهل بروکلین که در بخش دیگری از دنیای چندگانه سرنوشت مشابهی پیدا کرد، در این فیلم نقش اصلی را بر عهده داشت. در سراسر دنیای عنکبوتی، داستان مایلز و تلاش او برای نجات دنیای چندگانه و خط زمانیاش از سرنوشتی وحشتناک ادامه مییابد. این فیلم سرگرمکننده، دلخراش و هیجانانگیز، یکی از بهترین فیلمهای مرد عنکبوتی تا به امروز است.
-
پرتگاه : The Abyss
از بسیاری جهات، «ورطه سقوط یا پرتگاه» فیلم نهایی جیمز کامرون است. ایده آن ابتدا در نوجوانی به ذهن فیلمساز رسید و تمام ویژگیهای داستانسرایی و بصری فیلمهای معروفتر کامرون را در خود جای داده است. به نوعی، این فیلم اساساً نسخه زیرآبی «بیگانگان» است: یک زیردریایی آمریکایی مورد حمله قرار گرفته و در اعماق اقیانوس کارائیب غرق شده است. یک تفنگدار دریایی (مایکل بین) و دو مهندس نفت با گذشته عاشقانهای تلخ (اد هریس و مری الیزابت ماسترانتونیو) به یک ماموریت نجات اعزام میشوند، آنها با سرعت در حال حرکت هستند، زیرا طوفانی در بالای آب در حال شکلگیری است و کشتیهای شوروی تلاش میکنند قبل از رسیدن همتایان آمریکایی خود به زیردریایی غرق شده برسند. همانطور که از یک فیلم کامرون انتظار میرود، همه چیز به آن سادگی که به نظر میرسد نیست و نجاتدهندگان با چیزی که «هوش غیرزمینی» تلقی میشود، روبرو میشوند. اگرچه در ابتدا در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، اما این نسخه بازسازی شده جدید ۴K به این اثر علمی تخیلی کلاسیک زیرآبی کامرون جان تازهای میبخشد.
-
التون جان: هرگز دیر نیست
آر. جی. کاتلر، فیلمساز، به آرامی اما مطمئناً در حال تبدیل شدن به برجستهترین وقایعنگار سلبریتیهای آمریکایی است. این مستندساز پس از پوشش بیلی آیلیش، مارتا استوارت و جیمز بلوشی، اکنون لنز دوربین خود را به سمت التون جان نشانه گرفته است. مستند «التون جان: هرگز دیر نیست» با دنبال کردن این هنرمند موفق در حالی که برای آخرین اجرای آمریکای شمالی خود در ورزشگاه داجر لسآنجلس در سال ۲۰۲۲ آماده میشود، که به صورت زنده از دیزنی پلاس پخش شد، در زمان به عقب و جلو میپرد و با استفاده از مصاحبههای آرشیوی و فیلمهای دیده نشده، تصویری کامل از دههها فعالیت حرفهای این نوازنده را آشکار میکند. اگر هیچ چیز دیگری نباشد، آن را به عنوان یک قطعه همراه برای فیلم زندگینامهای «راکتمن» محصول ۲۰۱۹ در نظر بگیرید.
-
ددپول و ولورین
فیلمهای ددپول همیشه به خاطر فیلمهای ضد ابرقهرمانی و درجهبندی جسورانه R خود برجسته بودهاند. اگرچه «ددپول و ولورین» اولین فیلم از این مجموعه است که رسماً بخشی از دنیای سینمایی مارول است (فقط چند سال تأخیر در تولید و یک خرید عظیم استودیویی برای تحقق این امر لازم بود)، اما به همان اندازه فیلمهای قبلی، مبتذل و حتی هرزه است. شش سال پس از آخرین باری که رایان رینولدز در نقش «مردی با دهان» روی پرده سینماها ظاهر شد، ددپول به نقطهای رسیده که شاید انتهای خط باشد. وقتی به او فرصت داده میشود تا زندگی و عشقهایی را که در یک خط زمانی دیگر از دست داده بود، دوباره به دست آورد، باید از ولورین (هیو جکمن) که به شدت بیعلاقه است، کمک بگیرد تا این اتفاق بیفتد. ترکیب رینولدز و جکمن روی پرده برقآسا است و این همکاری (با حرفهای هرزه و کثیف) را به همکاریای تبدیل میکند که نمیخواهید از دست بدهید.
خاطرات جادهای: بروس اسپرینگستین و گروه موسیقی خیابان E
بروس اسپرینگستین با انرژی از قرنطینه کووید-۱۹ بیرون آمد و آماده بود تا یک نمایش فوقالعاده را اجرا کند. برای فیلم «خاطرات جاده»، «رئیس» کمپانی به کارگردان تام زیمنی اجازه دسترسی کامل به ساخت توری که او و گروه موسیقی «ای استریت بند» از سال ۲۰۲۴ در آن شرکت داشتهاند، از جمله فیلمهای آرشیوی و مصاحبههایی با گروه و خود اسپرینگستین، را داد. زیمنی بیش از دو دهه است که زندگی این خواننده راک را در سفر مستند میکند – و به خاطر تلاشهایش دو جایزه امی (برای «بروس اسپرینگستین و گروه موسیقی ای استریت: اجرای زنده در شهر نیویورک» در سال ۲۰۰۱ و «اسپرینگستین در برادوی» در سال ۲۰۱۸) برنده شده است – که تماشای این مستند را برای هر طرفداری ضروری میکند.
-
درون و بیرون
گریه نکن! اما گریه هم بکن زیاد! درون و بیرون، تحقق کامل چیزی است که هر فیلم پیکسار برای رسیدن به آن تلاش میکند. در ظاهر، نگاهی کمدی به احساسات انسانی، پیچیدگیهای رشد یک کودک و تعادل ظریف زندگی خانوادگی است. اما با ورود به درون ذهن رایلی ۱۱ ساله، فیلم راهی برای زنده کردن احساسات به شیوهای پیدا میکند که همزمان کمدی، عمیق و اغلب هوشمندانه است.
-
درون و بیرون ۲
اگرچه ۱۰ سال از انتشار فیلم برنده اسکار درون و بیرون پیکسار میگذرد، اما این دنباله تنها دو سال پس از پایان فیلم اصلی آغاز میشود. رایلی که اکنون ۱۳ سال دارد، رسماً یک نوجوان است – و کاملاً آماده نیست تا با احساسات جدید مختلفی که با آن مرحله همراه میشوند، مقابله کند. از جمله آنها: اضطراب (مایا هاوک)، حسادت (آیو ادبیری)، کسالت (ادل اگزارکوپولوس) و خجالت (پل والتر هاوزر). خوشبختانه برای همه آنها، و البته والدین رایلی، جوی (ایمی پولر) هنوز آنجاست تا به متعادل کردن این احساسات کمک کند.
باز هم، پیکسار در ساخت فیلمی با پیامی که برای کل خانواده سرگرمکننده است، پیروز میشود.
-
بیچ بویز
مایک لاو، خواننده/ترانهسرا، در فیلم بیچ بویز میگوید: «قطعاً فراز و نشیبهایی وجود داشته است. احتمالاً شش بار از لیست حذف شدهایم.» با این حال، بیش از ۶۰ سال پس از تأسیس گروه، این گروه کالیفرنیا دریمرز موفق شدهاند به همان تعداد دفعات انتظارات مخاطبان را به چالش بکشند – و در این فرآیند، تعریف جدیدی از موسیقی پاپ ارائه دهند. فرانک مارشال و تام زیمنی این مستند آموزنده را کارگردانی مشترک میکنند که مصاحبههای کاملاً جدیدی با لاو، برایان ویلسون فقید و ال جاردین – و همچنین هنرمندان زیادی که از آنها الهام گرفتهاند (از جمله لیندسی باکینگهام، جنل مونی، دان واس و رایان تدر) – ارائه میدهد.
-
آقای فاکس شگفتانگیز
وس اندرسون بازیگران و عوامل تمام ستاره را برای این اقتباس انیمیشن استاپ موشن زیبا از رمان کودکانه رولد دال گرد هم آورده است.
آقای فاکس (جورج کلونی) به همسرش (مریل استریپ) قول میدهد که وقتی همسرش فاش کند که باردار است، دست از حمله به مزرعه بردارد. سالها بعد، این سگ حیلهگر احساس اضطراب میکند و وسوسه میشود که به سرگرمیهای مجرمانه خود بازگردد، زمانی که وسوسه درست در خانه همسایه را میزند. اما خانم فاکس وقتی مقدار زیادی غذای تازه به خانهشان راه پیدا میکند، به چیزی مشکوک میشود. بدتر از آن، کشاورزان محلی از اینکه توسط یک روباه مزاحم مورد حمله قرار گرفتهاند، خیلی خوشحال نیستند – و برای انجام کاری در مورد آن با هم متحد میشوند. نوح بامباک فیلمنامه را با اندرسون به طور مشترک نوشته است و بازیگران شامل بسیاری از همکاران همیشگی اندرسون، از جمله بیل موری، جیسون شوارتزمن و اوون ویلسون هستند.
-
جیم هنسون: مرد ایدهپرداز
با تماشای تریلر فیلم جیم هنسون: مرد ایدهپرداز، این نکته به ذهنتان خطور میکند: چطور تا به حال یک مستند جامع درباره جیم هنسون ساخته نشده است؟ ماپتها، کریستال تاریک، خیابان سسمی – این عروسکگردان در همه آنها دستی داشته است. در این مستند، ران هاوارد به آثار (خستگیناپذیر) هنسون، تأثیر باورنکردنی او و میراثی که از خود به جا گذاشته است، نگاهی میاندازد.
-
بگذار باشد
اگر مجموعه مستند «گلچین بیتلز» یا مستند سه قسمتی «بازگشت» پیتر جکسون که اخیراً دوباره تدوین شده است (که هر دو در دیزنی پلاس هستند) شما را مشتاق دسترسی بدون فیلتر بیشتری به بیتلز کرده است، ما هم خبر خوب و هم خبر بد داریم: «بگذار باشد» مستند سال ۱۹۷۰ است که بخش زیادی از فیلمهای دیده شده در آن مجموعه از آن گرفته شده است. از جنبه مثبت، نسخه اصلی ۱۶ میلیمتری فیلم – که در ۵۰ سال گذشته عمدتاً دیده نشده بود – به لطف جکسون (باز هم) تحت یک بازسازی پر زحمت قرار گرفته است. اگرچه فاقد برخی از ظرافتهای احساسی سریال است، زیرا کمتر شاهد تعاملات گاه ناخوشایند یک گروه موسیقی در آستانه شکستشان هستیم، اما به عنوان یک کپسول زمان فوقالعاده که در آن خلق شده است، عمل میکند. میتوانید این دو را برای یک دوره طولانی با هم ترکیب کنید (و Abbey Road: If These Walls Could Sing را هم به آن اضافه کنید).
-
تابستان روح
احمیر “Questlove” تامپسون اولین کارگردانی خود را با این مستند بلند انجام داد که جشنواره فرهنگی پیشگامانه هارلم – یک جشن شش هفتهای از فرهنگ سیاهپوستان، از جمله موسیقی، تاریخ، مد و فراتر از آن – را روایت میکند. این فیلم شامل کلیپهای کمتر دیده شدهای از اجراکنندگانی مانند استیوی واندر، نینا سیمون، گلادیس نایت و پیپس و اسلای و فمیلی استون است. چرا هرگز از این رویداد چیزی نشنیدهاید؟ احتمالاً به این دلیل که تحت الشعاع ووداستاک قرار گرفت، که در همان زمان در تابستان ۱۹۶۹ اتفاق افتاد. از قضا، وقتی این فیلم در مراسم اسکار ۲۰۲۲ جایزه اسکار بهترین مستند را برد، دوباره تحت الشعاع قرار گرفت: این جایزهای بود که وقتی ویل اسمیت به طرز بدنامی کریس راک را روی صحنه سیلی زد، اهدا میشد. (این فرصتی است برای جبران از دست دادن آن سخنرانی )
-
تور تیلور سویفت: دورههای تاریخی (نسخه تیلور)
آیا شما جزو خوش شانسهایی بودید که تور دورههای تاریخی تیلور سویفت را از نزدیک دیدید؟ آیا تور تیلور سویفت: دورههای تاریخی را در سینماها دیدید؟ خب حدس بزنید چی شد؟ ! Taylor Swift: The Eras Tour (Taylor’s Version) تقریباً شبیه همانی است که در سینماهای AMC اجرا شد، اما چهار آهنگ آکوستیک جدید نیز دارد: “You Are in Love”، “Death by a Thousand Cuts”، “I Can See You” و “Maroon”. همچنین آهنگ فولکلور “Cardigan” را نیز در خود جای داده است. بنابراین، چه تور را دیده باشید، چه تجربه سینما – یا هیچکدام – اکنون راه دیگری برای جذب تیلور وجود دارد. در ۱۲ دسامبر، Swifties دو عنوان جدید و ضروری برای تماشا دارند: Taylor Swift: The Eras Tour—The Final Show، که شامل آخرین کنسرت سویفت در ونکوور، بریتیش کلمبیا است، به علاوه The End of an Era، یک سریال مستند شش قسمتی که پشت صحنه این تور نمادین را نشان میدهد. آیا برای آن آمادهاید؟
-
مردان ایکس
هر اثری به محبوبیت مردان ایکس، وقتی از صفحه کتاب به پرده سینما میرود، قطعاً با منتقدان زیادی روبرو خواهد شد. اما اولین فیلم مردان ایکس با داستان جذاب و بازیگران ستارهای خود، از جمله پاتریک استوارت، ایان مککلن، هالی بری، آنا پاکوین و هیو جکمن تازه وارد، توانست طرفداران شکاک کتابهای مصور و تازه واردان به جنگ جهشیافتهها را تحت تأثیر قرار دهد. این فیلم اولین فیلم از یک مجموعه رو به رشد از نبرد بین جهشیافتهها و انسانها بود که اکنون در مجموع ۱۳ فیلم و بیش از ۶ میلیارد دلار فروش گیشه دارد. با پیوستن رسمی مردان ایکس به استودیو مارول، انتظار میرود شاهد شخصیتهای بیشتری از این مجموعه باشیم (که با Deadpool & Wolverine و Avengers: Doomsday (انتقامجویان: روز رستاخیز) که در سال ۲۰۲۶ اکران شد، آغاز میشود). با این حال، تا آن زمان، به عقب برگردید و این فیلم کلاسیک سال ۲۰۰۰ را تماشا کنید و برای آینده آماده شوید.
-
ایندیانا جونز و صفحه سرنوشت
شاید رسیدن به اوج موفقیتهای فیلمهای کلاسیک جاودانهای مانند معبد نابودی یا مهاجمان صندوقچه گمشده غیرممکن باشد، اما این آخرین قسمت از مجموعه فیلمهای ایندیانا جونز، شلاق را دوباره به دستان هریسون فورد میدهد و به او اجازه میدهد با نازیها بجنگد و بالاخره (شاید) به زندگی شکار اشیاء باستانی خود پایان دهد. این فیلم به کارگردانی جیمز منگولد، همچنین از شوخیها و شور و شوق فوقالعادهای از فیبی والر-بریج، بازیگر نقش هلنا، دختر یکی از متحدان قدیمی ایندیانا که شاید علاقه چندانی به صفحه سرنوشت ندارد، یک دستگاه سفر در زمان باستانی که البته دکتر جونز فکر میکند جایش در موزه است، بهره میبرد.
-
مرد عنکبوتی: دور از خانه
فیلم دور از خانه، که تام هالند را در نقش ابرقهرمان اسپندکسپوش بازی میکند، به خاطر اولین فیلم در فاز چهارم دنیای سینمایی مارول – و اولین باری که شاهد تلاش یک انتقامجو برای جمع کردن تکههای پازل پس از وقایع انتقامجویان: پایان بازی هستیم – قابل توجه است. برای پیتر پارکر، این به معنای یک سفر خستهکننده و قدیمی به اروپا است که به هر چیزی تبدیل میشود جز زمانی که زمین توسط گروهی شرور از عناصر مورد حمله قرار میگیرد، که اسپایدی فقط میتواند با کمک مرموز – و به درستی نامگذاری شده – میستریو (جیک جیلنهال) با آنها مبارزه کند.
-
خانم دابتفایر
دنیل هیلارد (رابین ویلیامز) یک صداپیشه کمکار و پدر فداکار سه فرزند است که به تازگی توسط همسرش رها شده و فقط اجازه دارد یک روز در هفته فرزندانش را ببیند. بنابراین او کاری را انجام میدهد که هر آدم عاقلی انجام میدهد: از برادرش که اتفاقاً آرایشگر است میخواهد که او را به شکل یک زن مسنتر درآورد و درخواست میدهد که به عنوان پرستار بچه برای همسر سابقش میراندا (سالی فیلد) کار کند. اینکه میراندا متوجه نیست کسی که فرزندانش را به او سپرده، همان مردی است که بیش از یک دهه با او ازدواج کرده بود، ممکن است بیشتر در مورد شخصیت او صحبت کند.
این صحنهسازی مسخره را نادیده بگیرید و در عوض از بیش از دو ساعت رابین ویلیامز که کاملاً شبیه رابین ویلیامز است لذت ببرید. خوش به حالت!
-
بزرگ
جاش بسکین نوجوان (دیوید مسکو) آرزو میکند که یک شبه بزرگ شود – و صبح روز بعد خود پیرترش (تام هنکس) را میبیند که در آینه به او خیره شده است. بسکین در تلاش برای پنهان کردن بدن به سرعت در حال رشد خود، در شهر نیویورک پنهان میشود، جایی که به شغل رویایی خود در یک شرکت اسباببازی برمیگردد و با زن رویاهایش (الیزابت پرکینز) ملاقات میکند. «بزرگ» فیلمی است که تام هنکس را، تام هنکس کرد (همچنین اولین نامزدی اسکار او را رقم زد). اما در ابتدا قرار بود رابرت دنیرو در آن بازی کند؛ وقتی او به دلیل تداخل برنامهها مجبور به انصراف شد، هنکس جای او را گرفت.
-
در جستجوی نمو
نمو (الکساندر گولد) یک دلقک ماهی جوان با باله ناقص و پدری (آلبرت بروکس) است که بیوقفه نگران امنیت پسرش است. که البته قابل بخشش است، با توجه به اینکه مادر نمو – و همه خواهر و برادرهایش – کمی قبل از بیرون آمدن تخمهایشان قربانی یک باراکودا شدند. بنابراین وقتی نمو در حالی که این دو نفر در حال شنا در صخره بزرگ مرجانی هستند، اسیر میشود، پیدا کردن و نجات تنها پسرش به مارلین بستگی دارد. با گروهی از صداپیشگان پرستاره – در صدر آنها بروکسِ همیشه بینقص، و الن دیجنرس در نقش یک گربه آبی فراموشکار به نام دوری (که بعدها ستاره ماجراجویی خودش شد) – «در جستجوی نمو» بخشی از دوران اوج فیلمسازی پیکسار است، دورانی که به نظر میرسید هر فیلم از فیلم کاملاً بینقص قبلی خود پیشی میگیرد.
-
عروس شاهزاده
راب راینر این فیلم ماجراجویی-کمدی-افسانهای را کارگردانی میکند که توسط ویلیام گلدمن (فیلمنامهنویس افسانهای که زمانی در مورد هالیوود گفته بود “هیچکس چیزی نمیداند”) از رمان خودش نوشته شده است. این داستان همیشه نقلقول، داستان زن جوانی به نام باترکاپ (رابین رایت) را روایت میکند که برای ازدواج با یک شاهزاده (کریس ساراندون) نامزد شده است، اما در واقع عاشق وستلی، کشاورز سابق (کری الویس) است که به گمان او در حمله دزدان دریایی کشته شده است. وقتی باترکاپ تنها چند روز قبل از عروسیاش ربوده میشود، زنجیرهای از رویدادها احتمالاً این زوج عاشق را دوباره به هم میرساند، یا مرگ یکی (یا هر دو) از آنها را رقم میزند. گلدمن به شدت منتقد آثار خودش بود، اما از اینکه اعتبار دو فیلمش را به نام خود ثبت کند، ابایی نداشت. عروس شاهزاده یکی از آنها بود (بوچ کسیدی و ساندنس کید فیلم دیگر).
-
پری دریایی کوچولو
آیا نسخه لایو اکشن پری دریایی کوچولو از انیمیشن کلاسیک محبوب سال ۱۹۸۹ بهتر است؟ البته که نه. اما دیزنی وقتی صحبت از بازآفرینی فیلمهایی که در کودکی دوست داشتید میشود، بسیار موفق است و این یکی از بهترین تلاشهای دیزنی است. راب مارشال، نامزد جایزه اسکار (شیکاگو، بازگشت مری پاپینز، به درون جنگل) پشت دوربین این داستان پری دریایی جوان است که آرزو دارد (با ما بخوانید) “بخشی از دنیای شما” باشد. با این حال، این هالی بیلی است که با اجرای قدرتمند خود در نقش آریل، پری دریایی کوچولو را واقعاً ارزش تماشا کردن دارد.
-
کابوس قبل از کریسمس
چه ماجراجویی استاپ موشن تخیلی هنری سلیک را یک فیلم هالووین بدانید و چه یک فیلم کریسمسی، واقعاً مهم نیست، زیرا هیچ وقت زمان بدی برای اضافه کردن کابوس قبل از کریسمس به لیست تماشای خود (یا تماشای دوباره) وجود ندارد. وقتی شیطنتهای هالووینتاون، از جمله جک اسکلینگتون، پادشاه کدو تنبل، جادوی کریسمس را کشف میکنند، تصمیم میگیرند بابانوئل را بدزدند و هر دو تعطیلات را برای خود تصاحب کنند. حتی در دنیای امروز که غرق در جلوههای ویژه کامپیوتری است، هنر پشت «کابوس قبل از کریسمس» همچنان به طرز دردناکی چشمگیر است – و لحن ترسناک اما کودکانه آن را به یک تماشای سرگرمکننده برای تمام خانواده تبدیل میکند. اگر حال و حوصله دارید، یک نسخه همخوانی هم وجود دارد.
-
سیندرلا
اگر داستان را نمیدانید: پس از اینکه سیندرلا مادر محبوبش را از دست میدهد، پدرش با زنی بدجنس ازدواج میکند که دو دختر به همان اندازه بدجنس دارد. در حالی که آنها روزهای خود را صرف آزار سیندرلای مهربان میکنند، شاهزاده جذاب، واجد شرایطترین مجرد در تمام سرزمین، فقط به او چشم دارد. هفتاد و پنج سال پس از انتشار اولیهاش، سیندرلا به دلیلی همچنان یک اثر کلاسیک دیزنی است. اکنون با یک نسخه بازسازیشده چشمگیر 4K که چندین سال در دست ساخت بوده، بازگشته است.
-
هالک شگفتانگیز
برای طرفداران مارول، مارک رافالو تنها بروس بنر است. اما این تنها پس از آن است که اریک بانا شلوار بنفش کوچک این ابرقهرمان بزرگ را در فیلم هالک محصول ۲۰۰۳ امتحان کرد – و سپس آن را به ادوارد نورتون برای این فیلم محصول ۲۰۰۸ واگذار کرد، که از بدشانسی تنها یک ماه پس از مرد آهنی به سینماها آمد. دنیای سینمایی مارول همیشه جدول زمانی شلوغی داشته است، اما مخاطبان نباید خیلی سریع این فیلم را کنار بگذارند، به خصوص کسانی که به دنبال یک فیلم پاپ کورنی تابستانی خوب هستند. نورتون ممکن است فاقد جذابیت بیدردسر رافالو باشد، اما او بخش دکتر گرین شخصیت را به خوبی به تصویر کشیده است. در حالی که این فیلم تا حد زیادی (و به اشتباه) فراموش شده است، در ماه فوریه زمانی که لیو تایلر با بازی مجدد در نقش معشوقه بتی راس در فیلم کاپیتان آمریکا: دنیای قشنگ نو، راه خود را به آغوش (بروس جدید) پیدا کرد، مورد توجه قرار گرفت.
-
استن لی
استن لی، به راحتی شناختهشدهترین نام در دنیای کمیک، تأثیری بر این رسانه – و به طور کلی بر فرهنگ پاپ – داشته است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. مستند دیوید گلب، کارگردان، درباره «مرد» نه تنها به میراث او، بلکه به تاریخچهاش نیز میپردازد. استن لی با دنبال کردن زندگی این استاد کمیک از سالهای اولیهاش در شهر نیویورک تا کارش در خلق مشترک شخصیتهای نمادینی مانند مرد عنکبوتی و پلنگ سیاه و تا زمانی که به عنوان یک شخصیت کوتاه محبوب در فیلمهای مارول حضور داشت، تماشای آن برای هر طرفداری ضروری است.
-
مرد عنکبوتی
در حالی که فیلمهای مرد عنکبوتی با بازی توبی مگوایر به کارگردانی سم ریمی، پیش از دنیای سینمایی مارول رسمی ساخته شدهاند، این کارگردان مشهور با ترکیبی از داستانسرایی قوی، خندههای واقعی و جلوههای بصری چشمگیر، واقعاً زمینه را برای آنچه که دنیای آینده به نظر میرسد، فراهم کرد. مگوایر به طور بینقصی در نقش پیتر پارکر جذاب و ناشیانه بازی میکند، که – تازه قدرتهای ابرقهرمانی خود را کشف کرده است – در حال یادگیری مهار آنها است.
-
ونوم
شاید ونوم مورد توجه منتقدان قرار نگرفته باشد، اما آنجلا واترکتر، سردبیر ارشد وایرد، دقیقاً همان چیزی را که فیلم بود، وقتی آن را «فیلمی بد با پتانسیل عالی برای تبدیل شدن به یک فیلم کالت» نامید، به خوبی بیان کرد. اگرچه این فیلم از نظر بازیگران بااستعداد و جدیاش – تام هاردی در نقش اصلی، با بازی میشل ویلیامز و ریز احمد در کنار روبن فلیشر از فیلم «زامبیلند» به عنوان کارگردان – با فیلم دکتر استرنج رقابت میکند، اما نتیجه نهایی، خب، کمی آشفته و درهمریخته بود. با این وجود، به نوعی جذاب است، حتی اگر فقط آن را روشن کنید تا زمزمههای هاردی، خوردن تاتر تاتس و تقریباً به معنای واقعی کلمه، مناظر را به مدت ۱۱۲ دقیقه تماشا کنید.
-
سهگانه اصلی جنگ ستارگان
طبیعتاً، جنگ ستارگان یکی از جاذبههای بزرگ دیزنی پلاس است. و ناگفته پیداست، یا حداقل باید گفت، که فیلمهایی که سهگانه اصلی را تشکیل میدهند، بهترینهای این مجموعه هستند – و تنها فیلمهای جنگ ستارگانی هستند که اگر تصمیم ندارید همه دهها فیلم را تماشا کنید، باید تماشا کنید. نکتهای که باید به طرفداران سختگیرتر گوشزد کرد این است که این نسخهها توسط جورج لوکاس پس از انتشار، دستکاری شدهاند. برخی موارد، مانند بهبود جلوههای بصری در داخل و اطراف شهر ابری، افزودههای قابل تأملی هستند، اما برخی دیگر بحثبرانگیزترند.
-
سهگانه پیشدرآمد جنگ ستارگان
بیش از ۲۰ سال پس از آنکه جنگ ستارگان: قسمت چهارم – امیدی تازه (که به سادگی جنگ ستارگان نامیده میشود) به تعریف این فیلم پرفروش هالیوودی کمک کرد، جورج لوکاس با یک سهگانه کاملاً جدید برای نسل کاملاً جدیدی از سینماروها، به خوبی به این اپرای فضایی بازگشت. همانطور که انتظار میرفت، خوب پیش رفت. ما وانمود نمیکنیم که تهدید شبح (۱۹۹۹)، حمله کلونها (۲۰۰۲) و/یا انتقام سیت (۲۰۰۵) حتی ذرهای از قلب، طنز یا قهرمانی فیلمهای اصلی را دارند. اما آنها به تماشای ضروری فرهنگ عامه تبدیل شدهاند و برای طرفداران علمی تخیلی، به یک آیین گذار تبدیل شدهاند، حتی اگر فقط برای فهمیدن چیزی که همه جار جار بینکها از آن متنفرند.
-
سهگانه دنباله جنگ ستارگان
وقتی دیزنی در سال ۲۰۱۲ لوکاسفیلم را با قیمت ۴ میلیارد دلار خریداری کرد، اساساً جورج لوکاس کلیدهای میلنیوم فالکون را تحویل داد. در حالی که طرفداران به درستی در مورد اینکه آیا دیزنی قادر خواهد بود – یا حتی میخواهد – محیط کمی ضدفرهنگی را که در ابتدا این مجموعه در آن خلق شده بود، دوباره به دست آورد، تردید داشتند، یک فکر امیدوارکننده همه آنها را متحد کرد: هر چیزی که دیزنی ساخته باشد، نمیتوانست بدتر از سهگانه پیشدرآمد باشد. و آنها حق داشتند. با سپردن کنترل به جی. جی. آبرامز (نیرو برمیخیزد)، رایان جانسون (آخرین جدای) و سپس دوباره آبرامز (خیزش اسکایواکر)، این مجموعه بیشتر به یک نامه عاشقانه به فیلمهای اصلی و نسلهای فیلمسازان – و طرفداران – که از آنها الهام گرفته بودند، تبدیل شد. خوشبختانه، بازیگرانی مانند دیزی ریدلی، جان بویگا، اسکار آیزاک و آدام درایور، جانشینان شایستهای برای قاچاقچیان، لاشخورها، استادان جدای و اربابان سیت که پیش از آنها بودند، بودند.
-
قرمز شدن
می لی ۱۳ ساله است که با مشکلی مواجه است: هر زمان که بر هر نوع احساس طاقتفرسایی غلبه میکند، که تقریباً هر احساسی در آن سن است، به یک پاندای قرمز غولپیکر تبدیل میشود. در نهایت، می متوجه میشود که این یک ویژگی خانوادگی ارثی است. و در حالی که افرادی هستند که دوست دارند از قدرتهای ماوراءالطبیعه او سوءاستفاده کنند، او به آرامی میآموزد که فقط او قدرت کنترل آنها را دارد. این فیلم را به عنوان دنبالهای معنوی بر فیلم «درون بیرون» محصول ۲۰۱۵ در نظر بگیرید که به بررسی سازوکار درونی پیچیده احساسات دائماً در حال تغییر یک کودک ۱۱ ساله میپرداخت.
-
ابی رود: اگر این دیوارها میتوانستند آواز بخوانند
استودیوهای ابی رود بیشتر به عنوان مکانی شناخته میشوند که بیتلز برخی از نمادینترین آلبومهای خود، از جمله ابی رود ۱۹۶۹، را در آنجا ضبط کرد. اما سالنهای مقدس این استودیوی موسیقی افسانهای نقش بسیار بزرگتری در صنعت موسیقی ایفا کردهاند، زیرا میزبان افراد مشهوری از التون جان، پینک فلوید و آرتا فرانکلین گرفته تا ایمی واینهاوس، لیدی گاگا، ردیوهد، ادل، اوسیس، کیت بوش و فرانک اوشن بوده است. این مستند که بلافاصله پس از سریال مستند پیتر جکسون با عنوان بیتلز: برگرد (که آن هم در دیزنی پلاس پخش میشود و به شدت توصیه میشود) منتشر شد، توسط مری مککارتنی – دختر سر پل – کارگردانی شده است که عملاً در استودیو بزرگ شده و به همین دلیل میتواند با احترامی که شایسته آن است، به موضوع خود بپردازد.
-
آواتار
فیلم آواتار جیمز کامرون، زمانی که در سال ۲۰۰۹ در سینماها اکران شد، همه میتوانستند درباره آن صحبت کنند و به سرعت به فروشی بیش از ۱ میلیارد دلار دست یافت و به کوه یخی سینمایی تبدیل شد که یکی دیگر از حماسههای کامرون، تایتانیک ۱۹۹۷، را از جایگاه خود به عنوان پرفروشترین فیلم تمام دوران، غرق کرد. با این حال، برای فیلمی که این همه پول به جیب زد، هرگز جایگاه بزرگی در گفتگوی فرهنگی درباره فیلمها اشغال نکرد. مانند بسیاری از آثار کامرون، بخش زیادی از نوآوری آن از فناوریای ناشی میشد که اساساً برای ممکن شدن آن باید اختراع میشد.
-
آواتار: راه آب
یک هفته قبل از اینکه آواتار (برای اولین بار) در اواخر سال ۲۰۰۹ به سینماها بیاید، جیمز کامرون اعلام کرد که قصد دارد این فیلم را به یک فرنچایز کامل تبدیل کند. اما کارگردان با صبر و حوصله به این کار ادامه داد. فیلم «آواتار: راه آب» – که داستان زوج عاشق و معشوق آبی، جیک (سم وورتینگتون) و نیتیری (زوئی سالدانیا) را روایت میکند که اکنون ازدواج کرده و صاحب فرزند هستند – در اواخر سال ۲۰۲۲، یعنی ۱۳ سال پس از اولین اکران فیلم اصلی، اکران شد. اما کامرون با هوشمندانه و با قرار دادن فیلم در ۱۶ سال پس از وقایع «آواتار»، برای خود زمان خرید. و در حالی که نقدهای انتقادی متفاوتی دریافت کرد، این فیلم همچنان به سومین فیلم پرفروش تمام دوران تبدیل شد و بار دیگر ثابت کرد که کامرون در گیشه به نوعی حس و حال «میداس» دارد. خواهیم دید که آیا این موضوع همچنان صادق است یا خیر، زمانی که سومین فیلم این مجموعه، «آواتار: آتش و خاکستر»، در ماه دسامبر منتشر شود.
-
مرد آهنی
دنیای سینمایی مارول از سال ۲۰۰۸ نزدیک به سی و شش فیلم منتشر کرده است، با این حال اولین آنها – مرد آهنی – همچنان یکی از بهترینهاست. تقریباً غیرممکن است باور کنیم که جان فاورو، کارگردان، چقدر برای گرفتن نقش اصلی رابرت داونی جونیور تلاش کرد، چرا که او مسلماً یکی از محبوبترین چهرههای دنیای سینمایی مارول است. پیش از آنکه یک مجموعه کامل به علاوه یک دنیای تلویزیونی مشترک وجود داشته باشد، به داونی، در نقش تونی استارک/مرد آهنی، اجازه داده شد تا کار خودش را انجام دهد. این قماری بود که برای همه افراد درگیر نتیجه داد.
-
لیدی و ولگرد
مطمئناً، میتوانید نسخه لایو اکشن/CGI را که دیزنی پلاس اندکی پس از راهاندازی آن منتشر کرد، تماشا کنید، اما چرا وقتی نسخه اصلی سال ۱۹۵۵ نیز اینجاست، خودتان را به زحمت بیندازید؟ کلیشههای نسبتاً مبتذل رایج در آن زمان را کنار بگذارید (فیلم اکنون با یک هشدار همراه است، اگرچه اخیراً بازنویسی شده است) و لیدی و ولگرد همچنان یکی از نمادینترین انیمیشنهای دیزنی و یک داستان عاشقانه برای سنین مختلف است. وقتی یک سگ کوکر اسپانیل لوس به نام لیدی خود را در حال رقابت با یک نوزاد جدید برای جلب توجه والدینش میبیند، در نهایت آزاد میشود و با یک سگ ماده گُر گرفته اما جذاب به نام ولگرد دوست میشود. در نهایت، لیدی باید بین زندگی مرفهی که همیشه با جیم عزیز و دارلینگ میشناسد، یا زندگی شام اسپاگتی دور ریختنی با ولگردِ به طرز ناامیدکننده رمانتیک، یکی را انتخاب کند – مگر اینکه راه دیگری وجود داشته باشد.
-
فیلم ماپت
بین نمایش ماپت و فیلم ماپت، جیم هنسون و ماپتها در سال ۱۹۷۹ همه جا بودند. اولین حضور آنها روی پرده بزرگ بیشتر شبیه یک پیشدرآمد است، زیرا سفر کرمیت قورباغه را از باتلاقی در فلوریدا به هالیوود دنبال میکند، جایی که او برای دنبال کردن رویاهایش برای تبدیل شدن به یک ستاره سینما به آنجا میرود. در طول مسیر، شاهد خواهیم بود که او کجا و چگونه با اعضای گروه نمدی خود، از خرس فازی گرفته تا خانم پیگی، ملاقات میکند. ماجراهایی زمانی رخ میدهد که یک رستوراندار به نام دکتر هاپر از اینکه کرمیت پیشنهاد او را برای خدمت به عنوان پاهای رسمی قورباغه سرخشده معروف زنجیرهاش رد میکند، خیلی خوشش نمیآید و قورباغه را دنبال میکند تا انتقام بگیرد.
-
لوکا
فیلم لوکا ساخته انریکو کاساروسا، نامزد جایزه اسکار بهترین انیمیشن بلند در سال ۲۰۲۲ شد، آن هم به خاطر داستان شیرین و پراحساسش درباره پسری جوان به نام لوکا که رازی تاریک را پنهان میکند: او یک هیولای دریایی است که در شهری در ریویرای ایتالیا زندگی میکند و کاملاً از همنوعان خود متنفر است. در نهایت، لوکا یک فیلم تأثیرگذار در مورد بلوغ درباره دوستی، خانواده و غلبه بر تعصبات خودمان است – و واقعاً یکی از بهترین فیلمهای پیکسار.
-
کاپیتان مارول
بزرگترین اشتباه مارول در کل مجموعه فیلمهای دنیای سینمایی مارول (تا اینجا) این بود که زودتر از موعد مقرر، کاپیتان مارول را انتخاب نکرد. این فیلم که در گذشته اتفاق میافتد، ظهور مارول (بری لارسون) را در حالی که داستان اصلی خود را کشف میکند و قدرتهایش را توسعه میدهد، نشان میدهد. این فیلم، اولین فیلم در دنیای سینمایی مارول با نقش اصلی زن، هم در صحنهپردازی و هم در سبک، حال و هوای دهه ۱۹۹۰ را به تصویر میکشد، با چاشنیهایی از ساموئل ال. جکسون و تمام طرح داستان و ظرافتهای یک فیلم اکشن پرفروش. لارسون برای کمرنگ کردن قدرت عظیم شخصیتش، مقدار مناسبی طعنه و کنایه اضافه میکند و جکسون به طرز عجیبی درخشان است و ۱۲۳ دقیقه فوقالعاده سرگرمکننده را رقم میزند.
-
مرد مورچهای
چه کسی عاشق یک فیلم سرقت نیست؟ اولین حضور پل راد در دنیای سینمایی مارول، پس از وقایع سنگین و به معنای واقعی کلمه ویرانگر عصر اولتران، به عنوان یک تسکیندهندهی ذائقه عمل کرد. راد نقش اسکات لنگ، یک جنایتکار اصلاحشده را بازی میکند که با هنک پیم (مایکل داگلاس) و دخترش (اوانجلین لیلی) متحد میشود تا از افتادن فناوری کوچککنندهی پیم به دست افراد نادرست جلوگیری کند. تصویرسازی فیلم از فیزیک کوانتومی در CERN چندان مورد توجه قرار نمیگیرد، اما فوقالعاده سرگرمکننده است – تا حدی به لطف بازی درخشان مایکل پنیا در نقش همسلولی سابق لنگ، لوئیس، و البته محبوبیت افسانهای راد. اگر میخواهید آن را به یک مراسم یادبود راد تبدیل کنید، هر دو فیلم مرد مورچهای و زنبورک و مرد مورچهای و زنبورک: کوانتومانیا نیز در حال پخش هستند.
-
انتقامجویان: پایان بازی
لحظهای در میان فیلمهای سراسر رویداد از پایان بازی تا پایان بازی وجود دارد که متوجه میشوید نویسندگان استیون مکفیلی و کریستوفر مارکوس، هری پاتر و فرزند نفرینشده را در سراسر دنیای سینمایی مارول به تصویر کشیدهاند. وقتی از شروع نسبتاً غمانگیز عبور کنید، میتوانید با آنچه از هر فیلم انتقامجویان انتظار دارید، کنار بیایید: تونی استارک با هوش و ذکاوت خود میگوید؛ دکتر استرنج با دستانش کارهای عجیب و غریب انجام میدهد؛ پروفسور هالک علم اتفاقات را توضیح میدهد؛ و بلک ویدو و کاپیتان مارول، چه از نظر احساسی و چه از نظر فیزیکی، حسابی با هم رقابت میکنند. این یک حرکت آشفته اما حماسی در قالب یک نبرد بزرگ و پر از اضطراب با پورتال است. و دروغ نمیگوییم: ما آن ویدیوهای واکنش تماشاگران را تماشا کردهایم و آنها نیز مایه شادی هستند.
-
همیلتون
اگر موزیکال لین-مانوئل میراندا را فقط از روی قیمتهای بسیار بالای بلیط و تکههایی از موسیقی متن میشناسید، اینجا فرصتی برای شماست تا بفهمید این همه سر و صدا برای چیست. نسخهای از این نمایش که با شش دوربین و طی دو اجرا توسط بازیگران اصلی برادوی ضبط شده بود، پس از لغو برنامههای اکران آن در سینماها، در دیزنی پلاس قرار گرفت. گذشته از چند فحش سانسور شده و این واقعیت که کارگردانی آن (توسط توماس کیل) انجام شده است، اساساً همان نمایش است – یک موزیکال هیپ هاپ پرانرژی، همدلانه، شوخ و بذلهگو درباره پدر بنیانگذار ایالات متحده، الکساندر همیلتون.
-
موآنا
یکی از پاسخهای بالقوه به “چه، اوه، بعد از فروزن و فروزن ۲ چه چیزی باید گذاشت؟” موآنا در واقع بهتر از فروزن است. منظور ما از این حرف، موسیقی متن بهتر، قهرمان زن بهتر، جلوههای بصری بهتر و ماموریتهای فرعی بهتر است. همچنین دواین جانسون در نقش یک نیمهخدای خالکوبیشده و جامین کلمنت در نقش یک خرچنگ غولپیکر که شبیه بویی شده، صد در صد بیشتر حضور دارند. سفر قهرمان موآنا که هزاران سال پیش در جزیره خیالی و الهامگرفته از پلینزی موتونویی اتفاق میافتد، نسبتاً کلاسیک است، اما انیمیشن مجلل و آهنگهای لین-مانوئل میراندا در حد دیزنی درجه یک هستند. (مطمئناً دوست داریم فیلمنامه اصلی تایکا وایتیتی را ببینیم، اما میتوانیم بدون آن زندگی کنیم.) موآنا ۲، دنباله کمطرفدار سال گذشته، اکنون در دیزنی پلاس نیز در حال پخش است (همانطور که نسخههای همخوانی برای هر دو فیلم نیز موجود است).
-
سولو رایگان
اگر دوستتان به شما بگوید که تصمیم گرفتهاند بدون طناب و به تنهایی از دیوار گرانیتی ۳۰۰۰ فوتی ال کاپیتان در یوسمیتی، کالیفرنیا بالا بروند، فکر میکنید دیوانه شدهاند. اما این دقیقاً همان کاری است که الکس هانولد در سال ۲۰۱۷ قصد انجام آن را داشت. تلاش هانولد برای صعود از دیوار عمودی توسط دو دوست کارگردانش، الیزابت چای واسارهلی و جیمی چین، مستند شد، زمانی که او این صعود را انجام داد تا به اولین فرد جهان تبدیل شود که به صورت آزاد از ال کاپیتان صعود میکند. اما این فقط در مورد صعود نیست، بلکه در مورد زندگی پیچیده هانولد، مسائل عاطفی او و تمام چیزهایی است که او را به دنبال یکی از خطرناکترین ماموریتهایی که تاکنون توسط هر کوهنورد آزاد انجام شده است، سوق داده است. فیلمبرداری در فیلم «انفرادی آزاد» نیز به طرز سرگیجهآوری زیباست و کل ماجرا شما را وادار میکند که از ترس دسته صندلی خود را بگیرید.
-
عزیزم، من بچهها را کوچک کردم
وین سالینسکی (ریک مورانیس) یک مخترع تجربی است که یک دستگاه کوچک کننده الکترومغناطیسی میسازد. طبیعتاً، او بهطور تصادفی فرزندان خودش را کوچک میکند (اگر از عنوان فیلم حدس نزده باشید)، بهعلاوه بچههای همسایه، و سپس ناخواسته آنها را در سطل زباله میاندازد. برای اینکه دوباره به اندازه طبیعی خود برگردند، این بچههای کوچک باید از حیاط خانواده (که حالا ظاهراً غولپیکر شده) عبور کنند و به خانه برگردند. وقتی نصف اندازه یک آسپرین باشید، این کار پر از خطر است.
-
داستان اسباببازی (همه آنها)
در حالی که در ابتدا ممکن بود به نظر برسد که پیکسار هرگز نمیتواند چیزی به خوبی داستان اسباببازی اصلی سال ۱۹۹۵ بسازد، هر یک از سه فیلم بعدی به مجموعه عمق میبخشند. همه فیلمها مورد تحسین منتقدان قرار گرفتهاند – و همه آنها در دیزنی پلاس در دسترس هستند. وقتی این چهار فیلم با هم ترکیب میشوند، داستانی درباره بزرگ شدن و چگونگی تغییر اجتنابناپذیر همه چیز در زندگی را روایت میکنند. وودی (تام هنکس) و گروهش از یادگیری نحوه برخورد با افراد جدید به درک فقدان میرسند. این چیزی است که بازیگران را نیز دنبال کرده است: در داستان اسباببازی ۴، صدای آقای کله سیبزمینی از طریق ضبطهای آرشیوی پس از مرگ دان ریکلز، به عنوان مرد پشت صدا، پیش از اکران فیلم، ساخته شد.
-
شیر شاه
هجوم وحشتناک گوزنهای وحشی در نسخه ۱۹۹۴ شیر شاه را به خاطر دارید؟ آن در واقع انیمیشن کامپیوتری بود، زیرا طراحی آنها با دست زمان بسیار زیادی میبرد. توجه ویژهای به ترکیب آن با پسزمینههای سلشید شده شد و همه اینها قبل از انتشار داستان اسباببازی در سال بعد بود. که همه اینها به این معنی است که نسخه دهه ۹۰ نه تنها یک فیلم بینقص است که مطلقاً هیچ نیازی به بازسازی کمجذابیت ۲۰۱۹ (که در صورت تمایل به مقایسه در دیزنی پلاس نیز پخش میشود) ندارد، بلکه بهترین شیر شاهی است که از انیمیشن کامپیوتری استفاده میکند.
-
۱۰ چیزی که از تو متنفرم
هیث لجر در حال خواندن آهنگ “نمیتوانم چشمانم را از تو بردارم” روی سکوها. این صحنه نمادین در این کمدی رمانتیک دبیرستانی درجه یک است. طرح داستان از فیلم «رام کردن زن سرکش» گرفته شده است، بازیگران – از جمله لجر، جولیا استایلز و جوزف گوردون-لویت – همگی دوستداشتنی هستند و حس نوستالژی اواخر دهه ۹۰ در آن قوی است. «۱۰ چیز درباره تو که از آنها متنفرم» با ارائه تنوع بسیار مورد نیاز از علمی-تخیلی و انیمیشنی که بر فهرست فیلمهای افتتاحیه دیزنی پلاس غالب است، به خوبی فیلمهای آرامشبخش است.
-
ترون و ترون: میراث
ترون و دنباله مدرن آن، ترون: میراث، فیلمهای معمولی دیزنی نیستند. فیلم اصلی، یک برنامهنویس (جف بریجز) را نشان میدهد که در یک سیستم کامپیوتری به دام میافتد و در آنجا با برنامهها، از جمله قهرمان همنام، ترون، که در برابر قدرت یک هوش مصنوعی رو به رشد، برنامه کنترل اصلی، مقاومت میکنند، ملاقات و دوست میشود. این فیلم به یک اثر کلاسیک علمی-تخیلی تبدیل شد و منجر به خلق یک دنباله مدرن شد که داستان را ادامه میدهد و دارای یک موسیقی حماسی است که توسط دفت پانک نوشته شده است. هر دوی آنها سرگرمکننده هستند، حتی اگر دنباله در جاهایی کمی ضعیف به نظر برسد.
-
ویلو
یک جشنواره نوستالژی دیگر، این بار برای طرفداران فانتزی دهه ۸۰. ویلو یک ماجراجویی خانوادگی و اسطورهای است که بیشتر به عنوان یک داستان تخیلی سرگرمکننده و ۳۵ میلیون دلاری از تالکین نوشته جورج لوکاس و ران هاوارد دیده میشود. داستان یک کشاورز که وظیفه محافظت از یک نوزاد جادویی در برابر یک ملکه شیطانی را بر عهده دارد، دقیقاً بدیعترین داستان جهان نیست، اما این مانع از تبدیل شدن آن به یک اثر کلاسیک نشده است، با بازی وارویک دیویس در نقش ویلو آفگود و وال کیلمر که شمشیری را در هوا تکان میدهند. یک غذای کلاسیک عصر یکشنبه.
-
کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان
سرباز زمستان جزو بهترین فیلمهای مارول است. این فیلم برای لحظات آرامتر شخصیتها وقت میگذارد و اکشن، در حالی که هنوز تماشایی است، کمی واقعیتر و واقعیتر از شوک و ترس فیلمهای اصلی با جلوههای ویژه کامپیوتری به نظر میرسد. در این قسمت، کاپیتان آمریکا با عنصری سرکش از شیلد به رهبری الکساندر پیرس با بازی رابرت ردفورد روبرو میشود.
-
ثور: رگناروک
دو فیلم اول ثور جزو بدترینهای کل مجموعه بودند – خدای رعد با بازی کریس همسورث، عبوس و بیروح بود. اما در اینجا، کارگردان تایکا وایتیتی با الهام از داستان سیاره هالک از کمیکها، رنگ و بویی بسیار مورد نیاز را به روند فیلم تزریق کرد. ثور خود را در سیارهای عجیب و غریب، تحت حکومت جف گلدبلوم (که تقریباً نقش خودش را بازی میکند) مییابد. در آنجا، او با هالک با بازی بروس بنر، که از زمان وقایع جنگ داخلی ناپدید شده است، برخورد میکند. این فیلم بسیار خندهدار است و مسلماً بهترین فیلم این مجموعه است.
-
Rogue One: A Star Wars Story
فیلمهای جدید و تک قسمتی جنگ ستارگان نظرات قوی را به خود جلب میکنند و Rogue One نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما اگرچه مشکلات خودش را دارد، اما یک حفره مهم در جهان را پر میکند و برخی از بهترین سکانسهای اکشن در کل این حماسه را به نمایش میگذارد. نقطه ضعف اصلی آن، بازسازی CGI نسبتاً ضعیف از شخصیت Grand Moff Tarkin با بازی پیتر کوشینگ است، اما هنوز هم یک ماجراجویی سرگرمکننده است که فاقد بار روایی سهگانه جدید است.
-
پلنگ سیاه
Black Panther تأثیر فرهنگی بزرگی داشت. دیدن یک فیلم ابرقهرمانی پرفروش با چنین بازیگران متنوعی به طرز شگفتانگیزی غیرمعمول بود – و فضای آیندهنگر آفریقایی برخلاف هر چیزی بود که مارول قبلاً انجام داده بود. مایکل بی. جردن در نقش کیلمانگر، که به خانه پدرش بازمیگردد تا تاج و تخت را از تیچالا (چادویک بوزمن فقید) بگیرد، توجه را به خود جلب میکند.
-
پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه
همانطور که جیسون پرهام، نویسنده ارشد وایرد، در نقد خود از فیلم پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه نوشت، این فیلم تحت الشعاع غیبت چادویک بوزمن، پادشاه اصلی تیچالا در دنیای سینمایی مارول که پس از مبارزه با سرطان روده بزرگ در سال ۲۰۲۰ درگذشت، قرار گرفته است. برای این منظور، رایان کوگلر، نویسنده و کارگردان، مجبور بود نوع بسیار متفاوتی از فیلم ابرقهرمانی بسازد، فیلمی که به فقدان شخصیت اصلی خود بپردازد و در عین حال داستان سینمایی مارول را به مرحله بعدی خود سوق دهد. پرهام نوشت: «برای فیلمهای دنیای سینمایی مارول نادر است که آشفتگی غم را با چنین تمرکز تزلزلناپذیری به تصویر بکشند. کوگلر دنباله خود را به واژگانی تغییر یافته مجهز کرده است: این فیلم به همان اندازه که از جایگاه فقدان سخن میگوید، از جایگاه پیروزی نیز سخن میگوید. غم زبان مادری آن است.» برای این منظور، کارگردان از مرگ تیچالا برای معرفی یک پلنگ سیاه جدید و همچنین قهرمانان جدید (آیرونهارت) و دشمنانی که به متحدان تبدیل شدهاند (نامور) استفاده میکند.
-
وال-ای
وال-ای که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، زمانی که برای بسیاری، بحران آب و هوا مانند یک تهدید دور و انتزاعی به نظر میرسید، یک اثر کلاسیک پیکسار است. این یک داستان عاشقانه است – به نوعی – که بر دو ربات تمرکز دارد. اما همچنین داستانی درباره بقا، باور به خود و رقصیدن در خلاء فضا است که توسط یک کپسول آتش نشانی به حرکت در میآید. انیمیشن، به ویژه در مورد زمین متروک و بایر، دیدنی است. صحنههای آغازین فیلم نیز اساساً یک فیلم صامت هستند، با موسیقی متن و جلوههای صوتی رباتیک که کار فوقالعادهای در به تصویر کشیدن احساسات و درام آنچه اتفاق میافتد، انجام میدهند.
-
بالا
بالای پیکسار میتواند یکی از تأثیرگذارترین صحنههای آغازین هر فیلمی را ادعا کند. با وجود اینکه بیش از یک دهه پیش، در سال ۲۰۰۹، منتشر شد، این انیمیشن قدیمی نشده و جذابیت خود را از دست نداده است. در کمی بیش از ۹۰ دقیقه، کارگردان پیت داکتر ما را به سفر کارل، یک مرد بیوه پیر که به دنبال آبشار بهشت است، میبرد. سفر کارل با خانه پرندهاش به یاد همسرش، الی، ساخته شده است که همیشه آرزوی بازدید از آبشارها را داشت. این فیلم دو جایزه اسکار – بهترین فیلم انیمیشن بلند و بهترین موسیقی متن – را از آن خود کرد، اما برای سه جایزه دیگر نیز نامزد شد. این جوایز شامل جایزه بهترین فیلم نیز میشد که در آن زمان، آن را به دومین فیلم انیمیشنی تبدیل کرد که نامزد دریافت این جایزه شده بود (فیلم دیو و دلبر محصول ۱۹۹۱ – که آن هم در دیزنی پلاس در حال پخش است و قطعاً ارزش دوباره تماشا کردن را دارد – اولین فیلم بود).
-
کتاب جنگل
در هر حال و هوایی که باشید، دیزنی پلاس کتاب جنگل را برای شما دارد. این سرویس پخش، هم انیمیشن کلاسیک سال ۱۹۶۷ با موسیقی متن جذاب و لحظات طنزش را دارد و هم نسخه لایو اکشن منتشر شده در سال ۲۰۱۶ را. این دو فیلم کاملاً متفاوت هستند. اگر میخواهید یک سرگرمی خانوادگی کامل داشته باشید، نسخه اصلی را انتخاب کنید، اما اگر به دنبال چیزی کمی تاریکتر هستید، نسخه بازسازی شده مدرن جایی است که باید به سراغ آن بروید. (نکته مثبت: کل فیلم لایو اکشن در یک انبار فیلمبرداری شده است.)
-
نگهبانان کهکشان
جلد اول نگهبانان کهکشان تا سال ۲۰۱۴ وارد دنیای سینمایی مارول نشد، که با توجه به شروع فاز اول با مرد آهنی در سال ۲۰۰۸، نسبتاً دیر است. با این حال، به یکی از محبوبترین شخصیتهای مورد علاقه طرفداران تبدیل شده است و برخی از به یاد ماندنیترین (و مهمترین) شخصیتهای دنیای سینمایی مارول را ارائه میدهد. کوئیل، راکت، گروت، گامورا و نبولا همگی متمایز و از بسیاری جهات دوستداشتنیتر از سایر شخصیتهای کلیدی دنیای سینمایی مارول هستند. اگر میخواهید دوران کمی سادهتر قبل از ضربه ناگهانی تانوس را به یاد بیاورید، نگهبانان کهکشان ارزش دوباره دیدن را دارند.
منتظر نظرات و پیشنهادهای شما هستیم