سبد خرید
مجموع:

۰ تومان

موارد:

0

سبد خرید شما خالی است
به خرید ادامه دهید

پدر صنعت داروسازی ایران با آرزوها و دغدغه هایش

نکات کلیدی:
  • دکتر عبیدی
  • صنعت داروسازی

این مطلب برای بزرگداشت مردی با اراده و بزرگ از کانال انجمن داروسازان با اندکی تغییر برداشت شده است:

پدر صنعت داروسازی ایران

غلامعلی عبیدی (۱۹ خرداد ۱۲۹۹ — ۲۸ شهریور ۱۳۸۳) داروساز، بنیان‌گذار لابراتوار داروسازی دکتر عبیدی – نخستین کارخانه داروسازی در ایران در سال ۱۳۲۵، بنیان‌گذار کارخانهٔ فارم دکتر عبیدی در ازبکستان، و دارای لقب «پدر صنعت داروسازی ایران» است.

دکتر عبیدی - پدر صنعت داروسازی ایران

بیوگرافی و کارهای وی را براحتی در اینترنت می توانید پیدا کنید اما این مطلب روایتی دیگر است:

افتخار من روزی است که هیچ بیماری برای خرید دارو، نگران جیبش نباشد
۰
لطفا بازخورد خود را اینجا بگذاریدx

باد خنکی از سمت خیابان لاله‌زار می‌وزید. صدای چرخ‌دستی‌ها، فریاد بچه‌های محله و زنگ دوچرخه‌ای که از کوچه رد می‌شد، در هم می‌پیچید. غلام‌علی، جوان بیست‌ ساله‌ای که تازه از دانشگاه تهران در رشته‌ی داروسازی فارغ‌التحصیل شده بود، کنار پنجره ایستاده بود و دفترچه‌ای کهنه را در دست داشت.

در صفحه‌ی اولش نوشته بود:«روزی دارویی خواهم ساخت که بر آن نوشته شود: ساخت ایران.»سال ۱۳۲۲ بود. هنوز ایران کارخانه‌ی داروسازی نداشت. همه‌‌ی اقلام از خارج از کشور می‌آمد. او وقتی در داروخانه کار می‌کرد، هر بار که مردم برای خرید دارویی خارجی می‌آمدند و می‌پرسیدند:«چرا داروی ایرانی نداریم؟» در دلش شرم خاصی حس می‌کرد.

یک شب به مادرش گفت:«مادر، من می‌خواهم داروسازی راه بیاندازم، داروی ایرانی!»مادر لبخند زد، با این که از ته دل نگران بود:«پسرم، تو فقط یک میز چوبی و چند شیشه‌ی خالی داری. این حرفت شوخی نیست؟!»او گفت:«بگذار مردم بدانند که ما هم می‌توانیم. حتا اگر از همین یک میز شروع کنم.»سال ۱۳۲۵، خانه‌ی کوچکی در امین‌ حضور، تبدیل شد به اولین «لابراتوار دکتر عبیدی».بوی الکل و اسانس گیاهان در فضا می‌پیچید. صدای قطره‌ چکانی که آهسته روی شیشه می‌چکید، گاهی با تپش قلبش هماهنگ می‌شد.

گاهی شب تا صبح بیدار می‌ماند، ترکیب‌ها را آزمایش می‌کرد و دوباره از نو می‌ساخت.همکارش بعدها گفته بود:«وقتی خسته می‌شدیم، دکتر می‌گفت: خستگی وقتی معنا دارد که کسی منتظر داروی تو نباشد.»اولین دارویش، شربت ضد انگل «ورمسید» بود. اما راه آسان نبود. داروهای خارجی ارزان‌تر بودند، بازار پر از تبلیغات خارجی بود.

بارها شرکت‌های بزرگ ایتالیایی و فرانسوی پیشنهاد خرید کارخانه‌اش را می‌دادند. یکی از مدیران ایتالیایی روزی به او گفت:«دکتر، شما مرد باهوشی هستید. بیایید با ما باشید، کارخانه‌‌اتان را بخرید، سهم می‌دهیم، راحت زندگی کنید.»عبیدی با آرامش جواب داد:«من اگر می‌خواستم راحت زندگی کنم، از اول این راه را انتخاب نمی‌کردم. من می‌خواهم ایرانی راحت زندگی کند.»

ساخت کارخانه بزرگ دکتر عبیدی

دهه‌ی ۴۰ رسید. او کارخانه‌ی بزرگش را ساخت. اکنون کارگاه کوچک او به «دارو سازی عبیدی» تبدیل شده بود. اما هنوز خودش هر صبح زود می‌آمد، روپوش سفیدش را می‌پوشید و میان کارگران می‌رفت و با آن‌ها صبحانه می‌خورد و می‌گفت:«این داروها فقط محصول نیستند، مسوولیت‌ هستند.»در یکی از روزهای بازدید وزیر بهداری، او گفت:«دکتر، شما افتخار صنعت دارویی کشور هستید.»عبیدی فقط لبخند زد و گفت:«افتخار من روزی است که هیچ بیماری برای خرید دارو، نگران جیبش نباشد.»سال‌ها گذشت. او پیر شد، اما تا آخرین روز زندگی‌اش کار کرد. روز ۲۸ شهریور ۱۳۸۳، در همان تهران، در خانه‌اش، آرام چشم بست. اما کارخانه‌اش، نامش و آرزویش تا همیشه زنده ماند. روی دیوار کارخانه نوشتند:«هدف ما، خدمت به انسان است.»جمله‌ای الهام‌بخش از روح سخنانش:«هر دارویی که می‌سازیم، باید در خدمت انسان باشد، نه تجارت.»
داستان زندگی دکتر غلام‌علی عبیدی بنیان‌گذار صنعت داروسازی ایران، نشان‌ دهنده‌ی پشتکار، تلاش و تعهد او به تولید ملی دارو و ارتقای سطح سلامت جامعه است. او با وجود همه‌ی سختی‌ها و موانع، نخستین کارخانه‌ی داروسازی ایران را تاسیس کرد و با تولید داروهای با کیفیت و ارزان، گام‌های مهمی در جهت خودکفایی دارویی کشور برداشت.

Show Comments (0) Hide Comments (0)
0 0 رای ها
رتبه بندی مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 دیدگاه ها
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x